درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
|
کافه زیر دریا
فکر میکردم تو همدردی ولی نه تو هم دردی
نشسته بود و حرف میزد تعریف میکرد از رنگ به رنگ دوست پسرهایش و چه با افتخار میگفت چه با افتخار از پایین اوردن ارزش هایش حرف میزد گفت و گفت از بی حیایی هایش تمام که شد بلند شد چادر سر کرد و رفت درد داشت خیلی... درد دارد که ببینی با رفتار هایش سعی در بی ابرویی تو دارد ارزش پوششم را پایین اورد بی ابرو کرد هم مرا و هم خیلی از چادری ها را دوست من کنار بگذار یا آن عشوه های مسخره را یا چادر مرا نظرات شما عزیزان:
|
|||
![]() |